|
|
تنها |
|
|
آدمی تنها و دلتنگ،چه كند شبهای پاييز را ؟ چه آدم هايی، كه در تنهايی زندگی می كنند در انتظار دستی كه به ياريشان بشتابد پاييز، بهترين دوست برای تنهايی هر انسان و من در تنهايی خود در انتظار پاييز هم اكنون پاييز از راه رسيده است و من در دريای عشق تو غوطه ور كه هرگز از آن رهايی نمی خواهم من قلبی از خورشيد دارم به تو هديه خواهم كرد ما روزهايی خوشی خواهيم داشت،محبوب من از ميان اشكهايت به تو مي نگرم به ياد می آورم خاطرات با تو بودن را خاطراتی كه هرگز از ياد نخواهم برد |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 1:47 توسط سپیده
|
|
||