کاشکی برگردیم دوباره به روزایِ مهربونی به گذشته ی قشنگ و لحظه های همزبونی کاشکی برگردیم دوباره به رفاقت قدیمی به روزای آشنایی باز به حرفای صمیمی کاشکی می شد میدونستی لحظه هام بی تو تمومن هر چی خوبیه تو دنیاس واسه من بی تو حرومن کاشکی میشُد که دوباره تُوُ خیالم می نشستی این غرور سرد من رو با غرورت می شکستی!
2
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 4:16 توسط سپیده
|
درباره
عشق چیست ؟ عشقی چیزی هست که تا وقتی از دستش ندادی نمیفهمی چه بوده ! در واقع ارزش هر چیزی رو موقعی میدونی که دیگه از دستش دادی . دیگه حالا هر چی میخوای غصه بخور . فقط کافیست غرور را زیر پا بگذاری . با دیگران مهربان باش . غمگین نباش . از هیچ کسی تو کم نیستی . اگه یه نفر تو رو نمیخواد یه نفر دیگه هست که میخواد حتی جونش رو فدات کنه . دقیق بین باش . زود قضاوت نکن . هیچکس نمیگه تو عیب و ایراد داری . این خودت هستی که به خودت تلقین میکنی . اگه تو یه بدی هم داشته باشی میتوانی با خوبیهات این رو بپوشونی . کاری نکن که این بدی خوبیهای دیگرت رو هم ازت بگیره . این حکمت خداست . به پاهات قفل و زنجیره زده . تو باید با این پاها راه بروی . حتما هم درد و رنج و سختی همراهته . میدونی حالا عشق چیه ؟ همین رنج و سختی رو تحمل کردن . خلاصه عشق یعنی غصه ی دنیا رو نخوردن .