|
|
انتظار |
|
|
عمریست می خواهم جمله ای را به تو بگویم . اما نمی توانم. عمریست به انتظار نشستم تا شاید تو بیایی و جمله را بگویی اما نیامدی. عمریست در کنار من اما دور از من هستی. عمریست که از درد عشق تو شب خواب ندارم. عمریست می ترسم تا حال که من تورا دوست داشته ام ، تو من را دوست نداشته ای. آخر دلم را به دریا می زنم و و به تو می گویم که ...... |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 4:26 توسط سپیده
|
|
||