|
|
دلم برات تنگه |
|
|
دلم برات تنگه ... وقتی که بارون میاد و من بدون چتر ... تنها ... تنها و آرام ... صبور و بردبار... خودم رو دست ابرای سیاه میدم... تا بر من ببارند... شاید کمی از درد فقدان تو رو از عمق دل و جون من بشورن و ببرن... اما ... اما میدونی که فقط بیشتر دلم تنگ میشه ... چقدر دلم برای چشمات تنگه میشه ... وقتی که چشمامو میبندم و به عمق چشمهای تو خیره میشم... هنوزم منتظرم................... |
||
|
2
نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 8:7 توسط سپیده
|
|
||