زمانی که از مادر متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداز شد که می گفت :
تا آخر عمربا تو هستم از او پرسیدم کیستی؟
جواب داد : غم هستم و آن لحظه فکر کردم که غم عروسکی است که من با آن سر گرم می شوم ولی اکنون فهمیدم که من عروسکی هستم بازیچه غم .
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۴ ساعت 1:20 توسط سپیده
|