عاشق
تنها
گفتی
دریا
نشانه هاي عاشقي
وقتي سرشار از عشق شدي آن وقت عشق سرريز مي کند .و تو مي تواني آن را به ديگري ببخشي . اولين نشانه عاشقي نواي قلب توست . به نداي بي واژه قلبت گوش بسپار . واژه ها زاده ذهنند .تو هرگز با ذهنت عاشق نمي شوي . گستره عشق از ذهن فراتر رفته ؛ به بي کرانگي مي رسد . پس با قلبت عاشق شو و جهان را عاشقانه ببين.*
براي آنکه بداني عشقت حقيقي است يا نه ؛ بي هيچ کلامي و تنها در سکوت مقابل معشوق بنشين. آيا امواج رازآلود عشق را حس مي کني ؟ آيا گرماي عشق را لمس مي کني ؟ آيا حضور معشوق برايت نشاط آور است ؟ اگر پاسخت به اين سوال ها آري است ؛
پس تو عاشقي. وقتي از حضور عشق شاد مي شوي ؛ راز اين حس را کجا جستجو بايد !*
از خود مپرس چرا عاشق شدم ؟ عشق دليل و برهان نمي شناسد .خود انگيخته است وقتي به دنبال دليلي براي عشق هستي ؛ اسير بازي هاي ذهني خود شده اي ، ذهن تو جايگاه عشق و اعتماد نيست. ذهن تو را به شک مي اندازد . در حالي که عشق با اعتماد همزاد است . و تو اعتماد را با قلبت تجربه مي کني نه با ذهنت . عشق ناگهان مي آيد و سرزده در قلب ها مي نشيند ؛ بيهوده مي پرسي چرا؟ *
عاشق شدن نيازي به تلاش ندارد . در عشق ماند کوشش مي طلبد . معشوق نيز بي تلاش و بي دليل پذيراي عشق تو خواهد بود . تو هرگز نمي تواني به زور عشق را به ديگري تحميل کني . عشق بي مانع از قلبي به قلب ديگر راه مي يابد .به قلبها راه مي يابد بي هيچ تلاشي و مي خواهد بماند به هرطريقي .*
سرچشمه عشق در روح توست و شعاع آن تا جسمت مي رسد . کشش جسمي نوعي از انرژي بي شکل عشق است . اگر عاشق شوي ؛ معشوق برايت جاذبه جسماني هم دارد .اما عشق همه تو را مي خواهد ؛ نه فقط جسمت را . *
عاشق سرشار از انرژي است و خستگي ناپذير .نيروي عشق وقتي در تو بيدار شود احساس مي کني قادري کوه را بر روي شانه هايت بگذاري .و آندم که عاشقي خستگي نمي شناسي و سرشار و هوشيار مي شوي با عشق . *
وقتي براي معشوق شرط گذاشتي يا از او متوقع شدي ؛ بدان که عشق تو دروغين است .عاشق تسليم است . مي بخشد و توقع بازگشت ندارد .همه شرطها از ذهن مي خيزند و تو با قلبت عاشق مي شوي و قلب هيچ شرطي براي عشق قايل نيست .تو که عاشقي بايد که ؛ اگرها را به خاک ذهن خود بسپاري و بي چون و چرا عاشق شوي .*
معشوق آينه است . تو عاشق کسي مي شوي که تو را در خود باز مي تاباند . تو هرچه هستي مطابق آن معشوقرا برمي گزيني .*
وقتي عاشق مي شوي همه ترس ها فرو مي ريزند و شجاعت به همراه اعتماد با عشق در تو متبلور مي شود .توموانع را بي واهمه کنار مي زني تا به معشوق برسي .با عاشق شدن تو ؛ ترس ها از عشق مي ترسند و مي گريزند . *