عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه. • عشق یعنی ... همون سلام اول.عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان. • عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد. • عشق یعنی ... انفجار احساسات. • عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری. • عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی. • عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه. عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیمعشق یعنی ... حاصل جمع دو انسانعشق یعنی ... مایه قوت قلبعشق یعنی ... شادی و نشاطعشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری. • عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی. • عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری. • عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه.عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته. عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره.عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم. • عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون v