عشق یعنی ... برای همه
• عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه. • عشق یعنی ... همون سلام اول. • عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان. • عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد. • عشق یعنی ... انفجار احساسات. • عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری. • عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی. • عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه. • عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم • عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان • عشق یعنی ... مایه قوت قلب • عشق یعنی ... شادی و نشاط • عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری. • عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی. • عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری. • عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه. • عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته. عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره. • عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها. • عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم. • عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها. • عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون v
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر ۱۳۸۴ ساعت 0:31 توسط سپیده
|