تنهایی
اين پرنده مهاجر هميشه عاشق پرواز...... حالا با بالي شكسته مي خونه چه غمگين آواز
توي يك هجرت جمعي دست بي رحم يك صياد ...اونو از جفتش جدا كرد.با تنهايي آشنا كرد
نجواي دو جفت عاشق روي شاخه هاي تنها شعري عاشقانه بود
صداي قشنگ بالش تو فضاي بيكرانه بهترين ترانه بود
حالا تنها حالا خسته با دلي از غم شكسته بي صداتر از هميشه با خودش تنها نشسته
با صداي غم گرفتش شعر تنهايي مي خونه سوز غمگين صداشو اوني كه تنهاس مي دونه
اين پرنده مهاجر هميشه عاشق پرواز
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۴ ساعت 12:28 توسط سپیده
|